جستجوی پزشکان

شرح حال :دمانس(1)

شرح حال :دمانس(1)
پنج‌شنبه 14 آوریل 2016
شرح حال :دمانس(1)Reviewed by شفا on Apr 14Rating: 5.0شرح حال :دمانس(1)رالف امرسون، چند ماه قبل از 63 مین سال تولدش از کار خود در شهرداری بازنشسته شد.در ابتدا او وهمسرش لیدیا به کارهایی می پرداختند که به خودشان قول داده بودند به هنگام فراغت از کار انجام دهند.

شرح حال :دمانس(1)

رالف امرسون، چند ماه قبل از 63 مین سال تولدش از کار خود در شهرداری بازنشسته شد.در ابتدا او وهمسرش لیدیا به کارهایی می پرداختند که به خودشان قول داده بودند به هنگام فراغت از کار انجام دهند.رالف، خانه را تعمیر مجدد کرد و لیدیا پرده های جدیدی دوخت.آنها دو هفته با دوبار به شنا رفتن خود را سالم و سرحال نگه می داشتند و به سرگرمی های جدیدی علاقه مند شدند. لیدیا توجه شد که استعداد به نقاشی با آب رنگ دارد و رالف خودش یاد گرفت تا برای تصاویر او قاب هایی بسازد.روزهای تعطیل به مکان هایی می رفتند که همیشه دوست داشتند از آنها دیدن کنند و در یک زمستان آنها به دیدن دختر بزرگشان و خانواده شان در استرالیا رفتند. چند سالی بود که لیدیا فکر میکرد که هرگز رالف را آنفدر خوشحال ندیده بود،لیکن به تدریج متوجه شد که همسرش آن فرد همیشگی نیست.از زمان بازنشستگی،خرید هفتگی خانه عادت رالف شده بود.لیدیا خوشحال بود که کسی پیدا شده است که کار روزمره را بر عهده بگیرد که او علاقه زیادی به آن نداشت.رالف نسبتا ازاین کار لذت می برد.از این که از پول به بهترین نحو استفاده می کرد به خود می بالید و روابط دوستانه ای را که با بچه مدرسه ای ها داشت به رخ همسرش می کشید و زمانی که به خانه برمی گشت و برای همسرش تعریف می کرد باعث خوشحالی او می شد.اما در طول چند ماه اخیر به نظر می رسید که او آدم ولخرجی شده است .چند وقتی بود که او با مقدار بیسار زیادی سبزیجات وشقه های گران قیمتی از گوشت به خانه می آمد که برای مصرف دو نفر آنها بسیار زیاد بود.یک بار او قوطیهایی از غذای گربه را خریداری کرده بود در حالیکه آنهاحتی یک گربه را نداشتند.همچنین به تدریج دچار فراموش کاری شد.علیرغم اینکه لیدیا فهرستی از اقلام خرید را به او می داد.لیدیا به این نتیجه رسید که بایستی به همراه او به سوپرمارکت برود.آنها خریدشان را انجام دادند ودر صف پرداخت پول فروشگاه ایستادند.

0919-300-2325