افسردگی در کودکان
تنها در دو دهه اخیر،افسردگی در کودکان بسیار جدی گرفته شده است. ممکن است افسردگی کودک، به اشتباه به بیماری،عدم تمایل برای رفتن به مدرسه ،وابسته بودن به والدین ،یا نگران بودن کودک از احتمال مرگ والدین نسبت داده میشود.
کودکان بزگتر،ممکن است دچار دلخوری،مشکل داشتن در مدرسه،منفی بودن ،بدخلقی و احساس درک نشدن شوند. از انجا که رفتارهای طبیعی از یک مرحله کودکی تا مرحله بعدی ان بسیار تغییر میکنند ممکن است گفتن اینکه ایا کودک در حال عبور از یک “مرحله”موقت است یا از افسردگی رنج میبرند مشکل شود.گاهی والدین درباره چگونگی تغییر رفتار کودک خود نگران شوند یا معلم کودک به والدین وی بگوید:” به نظر میرسد فرزند شما تغییر کرده است”. در این موارد چنان چه متخصص کودکان وجود علایم جسمانی را در کودک رد کند احتمالا وی را به روان پزشک کودکان معرفی مینماید.در صورتی که کودک نیاز به روان درمانی داشته باشد باید به مددکر اجتماعی یا روانشناسی معرفی شود ودر ضمن از نظر نیاز به دارو،تحت نظر روانپزشک باشد.
بسیاری از عوامل ،مانند از دست دادن والدین یا فرد مورد علاقه یا دوست نزدیک ،بیماری،استرس،مشکلات خانوادگی( مانند جداشدن پدر ومادر ازیکدیگر) میتوانند موجب افسردگی کودکشوند.بعضی از کودکان بیش از سایرین در برابر مشکلات انعطاف پذیر هستند ولی عده ای دیگر از انها در برابر مشکلات دچار افسردگی میشوند. ژنتیک و استعداد فامیلی ممکن است تا حدودی استعداد بیشتر افراد نسبت به افسردگی را توجیه کنند. همچنین ژنتیک و استعداد فامیلی میتوانند غیر طبیعی شدن مقدار بعضی ازمواد شیمیایی مغز در افسردگی را توضیح دهند.
در اوایل دهه ۱۹۸۰ بسیاری از روان پزشکان معتقد بودند که کودکا دچار افسردگی نمیشوندزیرا از بلوغ عاطفی لازم برای احساس افسردگی نیستند.اما حداقل۲% از کودکان زیر۱۲ سال دچار افسردگی قابل ملاحظه میشوند و این میزان در دوران نوجوانی به۵% میرسد یعنی حداقل یک کودک از کودکان حاضر در کلاس درس ممکن است دچار افسردگی باشد. گفته میشود بیش از نیمی از بزرگسالان مبتلا به افسردگی ، در زیر ۲۰سالگی علایم زود رس افسردگی را داشته اند.
نشانه های شایع افسردگی در کودکان عبارتند از:
ناشادبودن در اکثر اوقات
سردرد،درد شکم ،خستگی و سایرشکایت های مبهم و بدون علت اشکار جسمانی
گذراندن وقت زیاد در بستر ولی به خواب رفتن دشوار وبیدارشدن در صبح زود
عدم انجام صحیح تکالیف در مدرسه
تغییرات اساسی در وزن
تحریک پذیر،بدخلق یا ساکت و درون گرا شدن به صورت غیر معمول
از دست دادن علاقه نسبت به سرگرمی های محبوب
کاهش اعتماد بنفس یا احساس بی ارزش بودن که به شکل عود کننده بروز میکند
داشتن عقاید خود کشی
اغلب به سادگی نمیتوان افسردگی را در کودکان تشخیص داد زیرا کمتر ازبزرگسالان قادر به بیان احساسات خود هستند و نسبت به تغییرات خلق ،بیشتر بااستفاده از راه های فیزیکی واکنش میدهند. از این رو،بعضی از کودکان افسرده دچار غمگینی و یاس میشوند و دایما گریان هستند و برخی دیگر بیش فعال میشوند. بعضی از کودکان،به ویژه انهایی که مبتلا به بیماری جسمی هستند،یا مورد سوء استفاده قذذ گرفته اند یا در خانه ای زندگی میکنند که اختلافات زناشویی یا طلاق در ان وجود دارد بیشتر در خطر افسردگی هستند.
بعضی نگرانی های ساده مانند ترس از امتحان نیز میتوانند دوره هایی از افسردگی ایجاد کنند.
افسردگی در کودکان معمولا با استفاده از سابقه ی پزشکی و نشانه های موجد و مشاوره پزشک با کودک تشخیص داده میشوند . درمان عبارتد از مشاوره یا روا درمانی و استفاده از داروهای ضد افسردگی
اغلب صحبت کردن ساده با افراد خانواده و دوستان کودک درباره مشکلات وی گام بزرگی به سوی بهبود وی به شمار می اید. کمک کردن به کودک به منظور درک علت افسردگی وی،چگونگی مقابله بامشکلات زندگی و نحوه ی داشتن دید مثبت تر نسبت به زندگی اگرچه ممکن است در ابدا مشکل باشد ولی امکان پذیر است و نقش اساسی در درمان افسردگی دارد.اینکار اغلب به نوعی از روان درمانی نیز دارد . برطرف شدن افسردگی با استفاده از درمان،در کودکان نیز مانند بزرگسالان به زمان نیاز دارد و به طور متوسط ۸ ماه طول کشد.
باانکه اکثر کودکان افسرده پس از یک یا دوسال به وضعیت طبیعی باز میگردند،حداقل نیمی از انها پس از ۲ یا چند سال دوباره دچار افسردگی میشوند . معمولا کودکان به سرعت به درمان افسردگی پاسخ میدهند. اکثر کودکان افسرده را میتوان در منزل درمان کرد و به ندرت نیاز به بستری در بیمارستان وجود دارد.
No related posts.
